کمری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمری . [ ک َ م َ ری ی ] (اِخ ) ابویعقوب یوسف بن الفضل الکمری، راوی است و از عیسی بن موسی و جز او روایت کند و سهل بن شاذویه از وی روایت کند. (از معجم البلدان ). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.
کمری . [ ک َ م َ ری ی ] (ص نسبی ) منسوب است به کمره که از دیههای بخار است . (از انساب سمعانی ) (از معجم البلدان ).
کمری . [ ک َ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ترک است که در شهرستان ملایر واقع است و ١٣٩٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).