کمرتاب زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمرتاب زدن . [ ک َ م َ زَ دَ ] (مص مرکب ) (در کشتی ) فن کمرتاب را بکار بردن . (فرهنگ فارسی معین ) : در مخالف که ترا گفت که سر خواب بزن کوه اگر بر سرت افتاد کمرتاب بزن . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.