فرهنگ لغت

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۸۰۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای غنچه که خنده هر دم از سر گیری دل می‌دهدت که لب ز هم بر گیری؟ وی نرگس شوخ دیده بی‌چهره او چشم آب نگیردت که ساغر گیری؟

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۸۰۲ | فرهنگ لغت