فرهنگ لغت

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۰۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

من بودم دوش و یار سیمین تن من جمعی ز نشاط و عیش پیرامن من ایشان همه صبحدم پراگنده شدند جز خون جگر که ماند بر دامن من

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۰۳ | فرهنگ لغت