فرهنگ لغت

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۰۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای هیچ نخورده غم بغم خوردن من ناگشته بپرسشی بپیرامن من یکبار درین تن بکمارم درگیر باشد که بسوزد دل تو بر تن من

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۰۰ | فرهنگ لغت