فرهنگ لغت

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۶۶۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خصمم که بگفت و گو درآمد با من ریش چو جوال دیدمش تا دامن گفتم که در آن ریش جهم عقلم گفت با سگ بجوال در نشاید رفتن

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۶۶۸ | فرهنگ لغت