کمالالدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۶۶۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
با دیده دلم گفت: چو از دست تو من خون گشتم و ساختم در آتش مسکن تو راه برون شوم بکن، گفت بچشم از بهر تو بر منست راهی روشن
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
با دیده دلم گفت: چو از دست تو من خون گشتم و ساختم در آتش مسکن تو راه برون شوم بکن، گفت بچشم از بهر تو بر منست راهی روشن