فرهنگ لغت

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۶۲۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا سوز تو از میان جان بنشانم بنشینم و شمع در میان بنشانم زان سرو سهی ببوستان بنشانم تا آرزوی قدت بدان بنشانم

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۶۲۹ | فرهنگ لغت