کمالالدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۸۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سودای تو بر دگر صنم میبندم هیچم نگشاد از آن وهم میبندم این بیمغزی از قلم آموختهام کم سر بدو شاخ است و قدم میبندم
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سودای تو بر دگر صنم میبندم هیچم نگشاد از آن وهم میبندم این بیمغزی از قلم آموختهام کم سر بدو شاخ است و قدم میبندم