فرهنگ لغت

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۷۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن عهد که من داد طرب می‌دادم یک دم قدح باده زکف ننهادم چون ریش همیشه با زنح بدکارم واکنون چو زنخ در پس ریش افتادم

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۷۹ | فرهنگ لغت