کمالالدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۲۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بیزار شدم بیتو زهر آسایش خود چون باشد بعشق در آسایش آسایش من از دم باد سحرست بیمار دهد وقت سحر آسایش
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بیزار شدم بیتو زهر آسایش خود چون باشد بعشق در آسایش آسایش من از دم باد سحرست بیمار دهد وقت سحر آسایش