کمالالدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۱۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گل گفت اگرت هست بتی مه وش خوش با من بنشین و بر رخش میکش خوش من بر دل خویش کردهام آتش خوش زان عمر بکام دل گذارم خوش خوش
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گل گفت اگرت هست بتی مه وش خوش با من بنشین و بر رخش میکش خوش من بر دل خویش کردهام آتش خوش زان عمر بکام دل گذارم خوش خوش