فرهنگ لغت

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۳۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از جور که بر سرو بلندت مردند در بند اسیر و مستمندت کردند شمعی، چه عجب که کند داری بر پای سروی، چه عجب که تخته بندت کردند

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۳۷ | فرهنگ لغت