فرهنگ لغت

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۳۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زر رشته خور زتاب شب بگسستند یکباره در روزه بما در بستند تا پای و سر شام و سحر نشکستند تا روز و شب از آمد و شد ننشستند

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۳۵ | فرهنگ لغت