کمالات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ) [ ع. ] (ص.) جِ کمال ؛ فضایل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ) [ ع. ] (ص.) جِ کمال ؛ فضایل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمالات . [ ک َ ] (ع اِ) فضایل و کمالها و فضیلتها. (از ناظم الاطباء). ج ِ کمال . (فرهنگ فارسی معین ) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کمال شود. - جامع کمالات ؛ کسی که دارای همه ٔ فضایل باشد. (ناظم الاطباء) : و جد آنان میرزا ابوالقاسم از سادات عالیشأن و جامع کمالات صوری و معنوی و در خدمت سلاطین معزز بود. (عالم آرای عباسی از فرهنگ فارسی معین ).
واژگان فارسی سره واژهدان
شایستگیها، شایستگی