کلیکان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلیکان . [ ک َ ] (اِ) گیاهی باشد به غایت گنده و بدبوی که آن را کمای و گل گنده نیزگویند. (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). کشنج . (فهرست مخزن الادویه ). و رجوع به کُما و کُمای شود.
کلیکان . [ ک ِ ] (اِ) سبزیی باشد معروف که خورند و آن را به شیرازی ترخانی گویند، و بعضی گویند گیاهی باشد که آن را طرخون خوانند و بیخ آن را عاقرقرحا نامند. (برهان ) (آنندراج ). طرخون . عاقرقرحا. (ناظم الاطباء). ترخانی . طرخون . ترخون . (فرهنگ فارسی معین ).
کلیکان . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان هرازپی است که در بخش مرکزی شهرستان آمل واقع است و ١٥٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).