فرهنگ لغت

کلیماباد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کلیماباد. [ ک َ ] (اِخ ) از روستاهای بیهق ودهی است میان فارستانه و قاریز هستعان و ابوجعفر محمدبن احمد البیهقی از آنجاست . (تاریخ بیهق ص ١٦٧).

معنی کلیماباد | فرهنگ لغت