کلیلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلیلی . [ ک َ ] (حامص ) تاریکی چشم باشد. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٥٢٤) (لغت نامه ٔ اسدی یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلیلی . [ ک َ ] (حامص ) تاریکی چشم باشد. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٥٢٤) (لغت نامه ٔ اسدی یادداشت به خط مرحوم دهخدا).