کلچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ) (اِ.) = کلیچ: عجب، خودستایی، تکبر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ) (اِ.) = کلیچ: عجب، خودستایی، تکبر.
(کُ) (اِ.) پوشش پشمینه که سابقاً از کشمیر و تبت میآوردند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلچ . [ ک َ ] (ص ) خشک . یابس . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ ترد که در زیر دندان آواز دهد، و در بعضی جاهای گیلان کرچ گویند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلچ . [ ک َ ] (اِ) چرک . (جهانگیری ). چرک و وسخ . (برهان ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلیج وکلخچ شود. ◄ عجب و خودستایی . (جهانگیری ). عجب و خودستایی و تکبر و تجبر. (از برهان ) (ناظم الاطباء). عجب . خودستایی . تکبر. (فرهنگ فارسی معین ).
کلچ . [ ک َ / ک ِ ] (اِ) سبد کناس باشد که پلیدیها را بدان بکشند. (جهانگیری ). سبد حمامی و کناس که بدان سرگین و پلیدیها کشند. (ناظم الاطباء). کلج [ ک َ / ک ِ ] . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلج شود.