کلوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کُ) (اِ.) اسبی که چشم و روی و پوزش سفید باشد و آن را شوم میدانستند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کُ) (اِ.) اسبی که چشم و روی و پوزش سفید باشد و آن را شوم میدانستند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلوس . [ ک ُ ] (اِ) اسبی را گویند که چشم و رو و پوز او سفید باشد و این چنین اسب را شوم و بدیمن می دانند. (برهان ) (آنندراج ). اسبی که رو و چشم و پوزه ٔ وی سپید باشد. (ناظم الاطباء). اسبی که چشم و روی و پوز او سفید باشد و آن را شوم می دانستند. (فرهنگ فارسی معین ) : کلوس (و) کژدم و چپ شوره پشت و آدم گیر یسار و عقرب و چل، سم سفید و کام سیاه . (از فرهنگ رشیدی، ذیل چل ).
کلوس . [ ک َ ل َ ] (اِ) قسمی سبزی صحرایی بهاره ٔ خوردنی که در آشها کنند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).