کلوخ چین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلوخ چین . [ ک ُ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب ) پشته ای که از کلوخهای چیده سازند و چندان استحکام ندارد. (از آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). توده ای از کلوخهای روی هم نهاده . (ناظم الاطباء) : اثر! شکفتگی طبعها در این ایام از این غزل که تو کردی کلوخ چین پیداست . شفیع اثر (از آنندراج ). - کلوخ چین کردن ؛ کلوخ چین ساختن . (فرهنگ فارسی معین ). بنا کردن از خشت خام . (ناظم الاطباء) : کسی که فکر خیالات خود متین نکند ز فکر خام بغیر از کلوخ چین نکند. سالک قزوینی (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی