کلوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کُ) [ فر. ] (اِ.) باشگاه، انجمن، کانون.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کُ) [ فر. ] (اِ.) باشگاه، انجمن، کانون.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلوب . [ ک ُ ] (فرانسوی / انگلیسی، اِ) باشگاه . انجمن . (فرهنگ فارسی معین ). باشگاه . جشنگاه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلوب . [ ک ُ ] (اِ) بمعنی کالبد و قالب باشد. (برهان ) (آنندراج ). شکل و قالب و کالبد. (ناظم الاطباء). مصحف و مبدل کالبد (قالب ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
کلوب . [ ک َل ْ لو ] (ع اِ) مهماز. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). مهمیز. (ناظم الاطباء). ◄ اره . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ انگشت شور. (مهذب الاسماء). انبر و کلبتان . (ناظم الاطباء). آهنی سر کج و گویند چوبی با سری خمیده از خودش و یا از آهن که بدان آتش را پیش کشند. ج، کلالیب . (از اقرب الموارد). انبر. پنس . ماشه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
واژگان فارسی سره واژهدان
باشگاه