کلوا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کُ) (اِ.) رخنه گرفتن و وصل کردن چیزی به چیزی دیگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کُ) (اِ.) رخنه گرفتن و وصل کردن چیزی به چیزی دیگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلوا. [ ک َل ْ ] (اِ) بمعنی رخنه گرفتن و وصل کردن چیزی باشد به چیزی دیگر. (برهان ) (آنندراج ) (از فرهنگ فارسی معین ). استاد آن کار را در اصفهان کلوایی گویند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). در لهجه ٔ اصفهان به معنی بند زدن چینی و همان است که در خراسان آن را ورش زدن گویند. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ). و رجوع به کلوابند و کلوایی شود. ◄ در مؤیدالفضلا بمعنی غوک آمده است که وزغ باشد. (از برهان ). ◄ غوک و قرباغه . (ناظم الاطباء).