فرهنگ لغت

کله‌شق بودن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

سرسخت بودن، سرسختی کردن، پافشاری کردن، مصمم بودن مطمئن بودن لج کردن، سر لج افتادن، سماجت کردن، ترشرو بودن ثبات داشتن، مقاومت کردن توبه نکردن مستبد بودن، سخت گرفتن، قبول نداشتن جاهل بودن، متعصب بودن، پیشداوری کردن انعطاف نداشتن، محکم ایستادن، چسبیدن سنتی بودن، به سنت‌ها وفادار بودن پشیمان نشدن سنگر را حفظ کردن، تسلیم نشدن، تمکین نکردن گوش نکردن، گوش ندادن

معنی کله‌شق بودن | فرهنگ لغت