کله معلق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. مُ عَ لَ)(ص مر.) (عا.) سرنگون، واژگون.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. مُ عَ لَ)(ص مر.) (عا.) سرنگون، واژگون.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کله معلق . [ ک َل ْ ل َ / ل ِ م ُ ع َل ْ ل َ ] (اِ مرکب ) در تداول عامه، معلق با سر. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کله معلق زدن شود. ◄ حَباجُعَل . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به حباجعل شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی