کله شق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ لِ شَ) (ص مر.) (عا.) یک دنده، لجوج.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ لِ شَ) (ص مر.) (عا.) یک دنده، لجوج.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کله شق . [ ک َل ْ ل َ / ل ِ ش َق ق / ق ] (ص مرکب ) سخت سر. (ناظم الاطباء). کله شخ . خیره سر و ستیزه کار و مستبد برأی با جهل و نادانی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). در تداول عامه، یک دنده . مستبد. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کله شخ شود. ◄ لج کننده . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ طیفی واژهدان
سرسخت، یکدنده، قاطع، خودرأی، راسخ، مصمم، بددنده، سمج معتاد، محافظهکار، خشک، انعطافناپذیر، فسیل، وسواسی، عادتکرده، کوتهفکر رامنشدنی، عبوس، ترشرو محکم، تغییرناپذیر، استوار، تسلیمناپذیر، مقاوم جاهل، نادان تندرو، رادیکال، باز، افراطی جدی، دقیق، ملانقطی فدایی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی