کلسیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلسیم . [ ک َ ی ُ ] (فرانسوی، اِ) در اصطلاح علم شیمی، فلزی است دو ظرفیتی که اکثر املاحش غیر محلولند. این فلز در طبیعت به صورت گچ و مرمر و گل سفید فراوان است و اغلب آن را از تجزیه ٔ الکتریکی کلرور دو کلسیم بدست می آورند. این فلز از سرب نرمتر ولی از سدیم سخت تر است و در هوا فاسد می شود و به همین جهت آن را در نفت یا روغن نگاه می دارند. با اکسیژن و کلر و گوگرد بشدت ترکیب می شود و مانند سدیم آب را تجزیه می کند و ئیدرات کلسیم می دهد. از املاح فراوان این فلز یکی کربنات کلسیم است که بصورت سنگهای آهکی و سنگ مرمرو گل سفید (گل گیوه ) در طبیعت بسیار فراوان می باشد.دیگر سولفات کلسیم است که آن هم بصورت گچ و آلباتر در طبیعت فراوان است . کالسیوم . (فرهنگ فارسی معین ذیل کلسیوم ). فلزی است سپیدرنگ و علامت اختصاری آن در شیمی Ca و ظرفیت آن ١/٥٥ ونقطه ذوب آن ٨٠٠ درجه ٔ سانتی گراد است . (از لاروس ).