کلس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کِ) [ معر. ] (اِ.) آهک زنده را گویند که عبارت از اکسید کلسیم به فرمول Cao (آهک زنده آهکی است که در نتیجة حرارت دادن به سنگ آهک (Ca 3 Co) در کوره بدست میآید).<br>
فرهنگ فارسی معین
(کِ) [ معر. ] (اِ.) آهک زنده را گویند که عبارت از اکسید کلسیم به فرمول Cao (آهک زنده آهکی است که در نتیجه حرارت دادن به سنگ آهک (Ca 3 Co) در کوره بدست میآید).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلس . [ ک َ ل َ ] (اِ) در هندی قبه را گویند که بر گنبد عماری و بروج و مساجد و کنگره های عمارات نصب کنند. (غیاث ).
کلس . [ ک ِ ] (اِ) بر وزن و معنی کلز است که مغاث هندی باشد. (برهان ). کلز. (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کِلز شود.
کلس . [ ک ُ ] (اِ) پنبه ٔ حلاجی کرده باشد. (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).