کلد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلد. [ ک َ ل َ ] (ع اِ) جای رست و درشت بی سنگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). جای رست و درشت بی سنگ ریزه . (ناظم الاطباء). جای سخت بدون ریگ . (از اقرب الموارد). ◄ پلنگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ پشته یا زمین درشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). زمین درشت و پشته . (ناظم الاطباء). پشته ها و گویند اراضی درشت و کَلَدَة واحد آن است . (از اقرب الموارد).
کلد. [ ک َ ] (ع مص ) بر یکدیگر گرد آوردن چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ): کلدالشی ٔ کلداً؛ گردآورد و فراهم کرد آن چیز را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).