کلجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلجه . [ ] (اِخ ) نصرة الدین ... (متوفی به سال ٦٤٩ هَ . ق .). یکی از دو پسر اتابک هزار اسب بن ابی طاهر از اتابکان لرستان است و از ٦٤٦ تا ٦٤٩ فرمانروائی داشته است . (از تاریخ مغول اقبال ص ٢٤٤ و ٤٤٨).
کلجه . [ ک ُ ل َ ج َ / ج ِ ] (اِ) قسمی لباده و پالتو. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کلیجه . کلیچه . و رجوع به کلیجه و کلیچه شود. ◄ جامه ٔ آستین کوتاهی که به روی قبا پوشند. (ناظم الاطباء).