کلاچه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلاچه . [ ک َ چ َ / چ ِ ] (اِ) مغز استخوان . (ناظم الاطباء). ◄ کلاغچه و عکه . (ناظم الاطباء). مخفف کلاغچه . زاغی . کلاغ پیسه . زاغچه . قالنجه . کلاژه . غلیه . عکه . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) و به هر دو معنی رجوع به کلاجه شود. ◄ نوعی انگور. انگور کلاچه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ (ص ) کلاژه . چپ . احول : کچل کچل کلاچه، روغن کله پاچه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کلازه و کلاژه شود. ◄ لقبی است تحقیرآمیز برای اشخاص کچل . در ترانه ٔ قدیمی خوانند: کچل کچل کلاچه، روغن کله پاچه، کچل رفته به اردو برای نصف گردو، کچل را خواب برده گردو را آب برده . (فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ).