کلاچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کِ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی در اتومبیل برای قطع یا وصل کردن نیرو از موتور به جعبه دنده که توسط پدالی در زیر پای راننده صورت میگیرد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کِ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی در اتومبیل برای قطع یا وصل کردن نیرو از موتور به جعبه دنده که توسط پدالی در زیر پای راننده صورت میگیرد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلاچ . [ ک َ ] (اِ) عقعق . عکة. (زمخشری، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کلاچه و کلاغچه شود.
کلاچ . [ ک ِ ] (انگلیسی، اِ) آلتی است در اتومبیل وجز آن که بوسیله ٔ آن راننده با اتصال وی به موتور، نیروی دوران موتور را به جعبه ٔ دنده و چرخهای اتومبیل انتقال می دهد، همچنین با انفصال آن از موتور، اتومبیل را از حرکت بازمی دارد. (از فرهنگ فارسی معین ). - پدال کلاچ ؛ آلتی است که زیر پای چپ راننده ٔ اتومبیل قرار دارد و راننده به وسیله ٔ آن کلاچ را به کار می اندازد. (فرهنگ فارسی معین ).
واژگان فارسی سره واژهدان
چنک