کلاهدوزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلاهدوزی . [ ک ُ ] (حامص مرکب ) دوختن کلاه .عمل کلاهدوز. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). عمل و شغل و کلاهدوز. کلاه فروش . (فرهنگ فارسی معین ) : پالانگری به غایت خود بهتر ز کلاهدوزی بد. نظامی . ◄ (اِ مرکب ) دکان کلاهدوز. کلاه فروشی . (فرهنگ فارسی معین ). آنجا که کلاه دوزند. کارگاهی که در آن کلاه سازند ودوزند. و رجوع به کلاه و دیگر ترکیبات آن شود.