کلان بینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلان بینی . [ ک َ لام ْ ] (ص مرکب ) بزرگ بینی . (ناظم الاطباء). دماغ گنده . آنکه بینی کلان دارد. صاحب بینی کلان . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). عُناب، اَعنَب ؛ مرد کلان بینی . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلان بینی . [ ک َ لام ْ ] (ص مرکب ) بزرگ بینی . (ناظم الاطباء). دماغ گنده . آنکه بینی کلان دارد. صاحب بینی کلان . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). عُناب، اَعنَب ؛ مرد کلان بینی . (منتهی الارب ).