کلاغ گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلاغ گرفتن . [ ک َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) صید کردن و گرفتن کلاغ . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ کنایه از استهزا و تمسخر و ریشخند کردن . (برهان ) (انجمن آرا). کنایه از طعنه زدن و تسمخر کردن و ریشخند زدن . (فرهنگ فارسی معین ). طعنه زدن، استهزا کردن . (غیاث ). کلاغ زدن، کنایه از طعنه زدن و کردن . (آنندراج ) : زاغ گیرد همه از بلبل شوریده کلاغ غنچه ٔ شوخ زند خنده و نرگس چشمک . شاه طاهر جندی (از انجمن آرا). ز عکس گل و لاله برطرف باغ کلاغش بطاوس گیرد کلاغ . زلالی (از آنندراج ). و رجوع به کلاغ زدن شود.