کلار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلار. [ ک َل ْ لا ](اِخ ) دیهی بزرگ و با شهرک کورد ناحیتی است از کوره ٔ اصطخر فارس و جمله غله بوم است و هوای آن سرد سیر است بغایت و آبها روان است و منبع رود کر از آنجاست وآبادان است . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٢٣). و رجوع به نزهة القلوب مقاله ٔ سوم چ اروپا ص ١٢٤ و ٢١٨ شود.
کلار. [ ک َ ] (اِ) غوک و وزق را گویند. (برهان ) (از ناظم الاطباء).
کلار. [ ک َ ] (اِخ ) قریه ای است یک فرسنگ و نیمی جنوب بیدشهر. (فارسنامه ٔ ناصری ).