فرهنگ لغت

کشیمنی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کشیمنی . [ ک َ /ک ِ م َ ] (ص نسبی ) با پیمایش . بوزن . مقابل عددی چنانکه نان را آنگاه که در ترازو کشند کشیمنی گویند و آنگاه که یک یک بی کشیدن فروشند عددی نامند. (یادداشت مؤلف ). مقابل چکی . مقابل عددی . رجوع به کشمنی شود.

معنی کشیمنی | فرهنگ لغت