کشع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشع. [ ک َ ش َ ] (ع اِمص ) تفتگی و بی آرامی از اندوه و ملال . ضجرت . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
کشع. [ ک َ ] (ع مص ) متفرق و پراکنده شدن از کشته . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشع. [ ک َ ش َ ] (ع اِمص ) تفتگی و بی آرامی از اندوه و ملال . ضجرت . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
کشع. [ ک َ ] (ع مص ) متفرق و پراکنده شدن از کشته . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).