فرهنگ لغت

کشتی‌گیر

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

مرشد کهنه‌سوار، پیش‌کسوت، عیار، پهلوان، جهان‌پهلوان، نوچه، نوخاسته، میاندار، ضرب‌گیر پهلوان، جوانمرد قدر، هم‌قدر، هم‌زور تختی

معنی کشتی‌گیر | فرهنگ لغت