کشای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشای . [ ک ُ ] (نف مرخم ) کشاینده . کشا. (از آنندراج ). گشای . - آسان کشای ؛ آسان گشای . (آنندراج ). - برقعکشای ؛ برقعگشای . (آنندراج ). - جهان کشای ؛ جهان گشای . (آنندراج ). - روزه کشای ؛ روزه گشای . (آنندراج ). - کیهان کشای ؛ کیهان گشای . (آنندراج ). - گره کشای ؛ گره گشای . (آنندراج ). - مشکل کشای ؛ مشگل گشای . (آنندراج ). ◄ (فعل امر) امر حاضر از کشادن (گشادن ). گشا. گشای . (آنندراج ). رجوع به گشای در تمام معانی و ترکیبات شود.