کسته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کُ تَ یا تِ)<BR>۱- (اِمف.) کوفته، کوفته شده.<BR>۲- (اِ.) غلة کوفته که هنوزش پاک نکرده باشند یعنی از کاه جدا نشده باشند.<BR>۳- گیاه سرخ مرد، عصی الراعی، هفت بند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کُ تَ یا تِ) ۱- (اِمف.) کوفته، کوفته شده. ۲- (اِ.) غله کوفته که هنوزش پاک نکرده باشند یعنی از کاه جدا نشده باشند. ۳- گیاه سرخ مرد، عصی الراعی، هفت بند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کسته . [ ک ُ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) کوفته . (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) غله ٔ کوبیده باشد که هنوزش پاک نکرده باشند. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا). غله و برنج کوفته که هنوز پاک نکرده و کاه و پوست آن را نگرفته باشند. (ناظم الاطباء). ◄ به فارسی عصی الراعی است . (فهرست مخزن الادویه ). رستنیی که سرخ مرد و به تازی عصی الراعی نامند. (ناظم الاطباء). سرخ مرد را نیز گویند و آن رستنیی باشدبه سیاهی مایل که عربان عصی الراعی خوانند. (برهان ). ◄ بقله ٔ یمانیه که به هندی چولای نامند و گفته اند که آذان الغز است . (فهرست مخزن الادویة).