کستانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کستانه . [ ک َ ن َ / ن ِ ] (اِ) کستنه . ظاهراً از کلمه ٔ لاتینی کستانه مأخوذ است . شاه بلوط. (یادداشت مؤلف ).
کستانه . [ ک ُ ن َ ] (اِخ ) قریه ای است بین ری و ساوه و قسطانی بدانجا منسوب است . (از معجم البلدان ).