فرهنگ لغت

کسایی | ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت | شماره ۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

باد و گردم نکرد زشتی هیچ با دل من چرا شد ایدون زشت زانکه خویی پلید کرد مرا هر که را خو پلید، هست پلشت

معنی کسایی | ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت | شماره ۸ | فرهنگ لغت