فرهنگ لغت

کسایی | ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت | شماره ۴۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

سزد که بگسلم از یار سیم دندان طمع سزد که او نکند طمع پیردندان کرو سزد که پروین بارد دو چشم من شب و روز کنون کزین دو شب من شعاع برزد پرو غریب نایدش از من غریو گر شب و روز به ناله رعد غریوانم و به صورت غرو

معنی کسایی | ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت | شماره ۴۲ | فرهنگ لغت