کزب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کزب . [ ک ُ ] (ع اِ) کنجاره ٔ روغن . (منتهی الارب ). کنجاره ٔ روغن و تفاله ٔ میوه ها که عصیر آنها را گرفته باشند. (ناظم الاطباء). کسب و آن تفاله ٔ روغن است . (از اقرب الموارد). رجوع به کسب شود. ◄ درختی است . (منتهی الارب ). یک نوع درخت صلب . (ناظم الاطباء). درخت صلب . (اقرب الموارد).
کزب . [ ک َ زَ ] (ع مص ) خردی استخوانهای پشت پای و درهم کشیدگی آن و آن عیب است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).