کرگزن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرگزن . [ ک َ زَ ] (اِ) نوعی تیر بزرگ . (یادداشت مؤلف ) : کنون بور آهوتک و کرگزن کمان و کمین من و کرگدن . اسدی (گرشاسب نامه ). زبان و گلوگاه و یک نیمه تن فرودوخت با کرگزن کرگدن . اسدی (گرشاسب نامه ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرگزن . [ ک َ زَ ] (اِ) نوعی تیر بزرگ . (یادداشت مؤلف ) : کنون بور آهوتک و کرگزن کمان و کمین من و کرگدن . اسدی (گرشاسب نامه ). زبان و گلوگاه و یک نیمه تن فرودوخت با کرگزن کرگدن . اسدی (گرشاسب نامه ).