کرکو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرکو. [ ک ُ ] (اِ) کُرب . کُرُف . کرکوم . تلین . کپلت . کلم . کیکم . (از جنگل شناسی ساعی ج ٢ صص ٢٠٧-٢٠٨). رجوع به کرب و نامهای دیگر این گیاه شود.
کرکو. [ ک ُ ] (اِ) نوعی از درخت افرا که در جنگلهای آلاداغ و بزداغی و کلیداغی، واقعدر شهرستان بجنورد و جنگلهای کرانه ٔ دریای مازندران و همچنین در جنگلهای ارسباران موجود است . آن را در خراسان و بجنورد کُرکو، در منجیل آقچه قیین، در پل سفید تُل و در کتول سیاه کرکو و در ارسباران کِکِئین می خوانند. (از جنگل شناسی کریم ساعی ج ٢ صص ٢٠٧-٢٠٨).
کرکو. [ ک َ ] (اِخ ) کرکوی . کرکویه نام شهری است به سیستان . (یادداشت مؤلف ). رجوع به کرکوی و کرکویه شود.