کرکام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرکام . [ ک َ ] (اِ) قوت و توانایی . ◄ مراد و مقصد.(برهان ) (آنندراج ). مراد و مقصود. (ناظم الاطباء).
کرکام . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دودانگه ٔ ناحیه ٔ هزارجریب مازندران . (از سفرنامه ٔ مازندران رابینو ص ١٢٢ و ترجمه ٔ آن ص ١٦٤).