کرپه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرپه . [ ک ُ پ َ / پ ِ ] (اِ) گیاه بسیار از یک نوع که انبوه و سبز و کوتاه روئیده باشد. دسته ٔ گیاه انبوه بر زمین روئیده . مقابل تنک . (یادداشت مؤلف ). ◄ دیر کاشتن در زراعت . مقابل هراکش . کشتی که بعلت کمی آب در دست آخر کاشته می شود. (یادداشت مؤلف ). ◄ گیاه که هنوز به بلندی و کمال خودنرسیده باشد. (یادداشت مؤلف ). رجوع به کرپا شود.
کرپه . [ ک ُ پ َ / پ ِ ] (اِ) کرپا. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کرپا در معنی هلندوز شود.