کرو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کرو. [ ک ُ ] (اِخ ) دهی است در پنج فرسخی جنوبی زیاره به فارس . (فارسنامه ٔ ناصری ).
کرو. [ ] (اِ) به هندی ککروهن است . ◄ به یونانی حدید است . (فهرست مخزن الادویه ).
کرو. [ ] (اِخ ) نام ایل کرد از طوایف پشتکوه لرستان . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ٦٨).